nachsagen
نسبت دادن (پشت سر کسی گفتن)، تکرار کردن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas) / dass-Satz
خصلت یا رفتاری (معمولاً منفی یا شایعه) را پشت سر کسی گفتن و به او نسبت دادن
- Man sagt ihm nach, dass er sehr geizig sei.پشت سرش میگویند که او بسیار خسیس است.
- Was man dieser Familie nachsagt, entspricht nicht der Wahrheit.آنچه به این خانواده نسبت میدهند با حقیقت مطابقت ندارد.
2
Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas)
کلمات یا جملاتی را پس از شنیدن از دیگری تکرار کردن (در آموزش زبان یا تمرین)
- Sagen Sie mir die Sätze bitte nach!لطفاً جملات را پس از من تکرار کنید!
- Die Schüler sagten dem Lehrer die Vokabeln nach.دانشآموزان واژهها را بعد از معلم تکرار کردند.