nachsagen

Aussprache: /ˈnaːxˌzaːɡn̩/
Wortzerlegung: nach·sa·gen
فعل

نسبت دادن (پشت سر کسی گفتن)، تکرار کردن

Bedeutungen

1 Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas) / dass-Satz

خصلت یا رفتاری (معمولاً منفی یا شایعه) را پشت سر کسی گفتن و به او نسبت دادن

  • Man sagt ihm nach, dass er sehr geizig sei.پشت سرش می‌گویند که او بسیار خسیس است.
  • Was man dieser Familie nachsagt, entspricht nicht der Wahrheit.آنچه به این خانواده نسبت می‌دهند با حقیقت مطابقت ندارد.
2 Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas)

کلمات یا جملاتی را پس از شنیدن از دیگری تکرار کردن (در آموزش زبان یا تمرین)

  • Sagen Sie mir die Sätze bitte nach!لطفاً جملات را پس از من تکرار کنید!
  • Die Schüler sagten dem Lehrer die Vokabeln nach.دانش‌آموزان واژه‌ها را بعد از معلم تکرار کردند.