nachschieben
اضافه کردن (حرف، جمله)، متعاقباً ارائه دادن
Beispiele
- Darf ich noch ''nachschieben'', dass ich die nächsten Tage nicht erreichbar bin?میتوانم اضافه کنم که من در روزهای آینده در دسترس نخواهم بود؟
- Ein überzeugendes Argument wurde allerdings noch ''nachgeschoben'', der Sohn habe nicht erwarten können, dass er Alleinerbe wird.با این حال، یک استدلال قانعکننده متعاقباً ارائه شد که پسر نمیتوانسته انتظار داشته باشد که وارث انحصاری باشد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را بعد از چیز دیگری هل دادن یا اضافه کردن، معمولاً برای تکمیل یا تصحیح
- Er musste noch einen Stuhl nachschieben, da ein Gast mehr kam.او مجبور شد یک صندلی دیگر اضافه کند، چون یک مهمان بیشتر آمد.
- Ich möchte noch eine Bemerkung nachschieben.من میخواهم یک نکته دیگر اضافه کنم.
2
Akkusativ
چیزی را که فراموش شده یا دیر شده است، بعداً ارسال کردن یا تحویل دادن
- Die fehlenden Unterlagen werden wir Ihnen noch nachschieben.مدارک گمشده را بعداً برای شما ارسال خواهیم کرد.
- Er hat die Antwort auf die Frage erst später nachgeschoben.او پاسخ سؤال را تازه بعداً اضافه کرد/فرستاد.