nachschwatzen
تکرار کردن حرف دیگران بدون فکر، تقلید کورکورانه
Beispiele
- Du musst nicht immer alles ''nachschwatzen'', was du hörst!لازم نیست همیشه هر چیزی را که میشنوی تکرار کنی!
- Unter fideler Spannung der Tafelrunde sprach ihr einer der Touristen im breitesten Tirolerdialekt den Satz vor: »Du gfollscht ma, bischt a liaba Bua!« Fifi versuchte die bleischweren Laute ''nachzuschwatzen''.با هیجان شاداب میز گرد صحبت میکرد، یکی از گردشگران در لهجه غلیظ تیرولی به او گفت: »تو خوشم میآید، پسر خوبی هستی!« فیفی سعی کرد صداهای سنگین را تکرار کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
حرفهای کسی را بدون فکر یا با تمسخر تکرار کردن، طوطیوار تکرار کردن.
- Er schwatzt immer alles nach, was sein Chef sagt.او همیشه هر چیزی را که رئیسش میگوید، تکرار میکند.
- Die Kinder haben die Beleidigungen der Erwachsenen nachgeschwatzt.بچهها توهینهای بزرگترها را تکرار کردند.
2
über + Akkusativ
پشت سر کسی حرف زدن، غیبت کردن (معنای کمتر رایج).
- Sie schwatzen gerne über ihre Nachbarn nach.آنها دوست دارند پشت سر همسایههایشان غیبت کنند.
- Man sollte nicht über andere nachschwatzen.نباید پشت سر دیگران غیبت کرد.