nachsehen
بررسی کردن، نگاه کردن، جستجو کردن (برای اطلاعات)، چک کردن (برای خطا)
Beispiele
- Die Frage kann ich nicht beantworten; da muss ich erst ''nachsehen.من نمیتوانم به این سوال پاسخ دهم؛ باید اول بررسی کنم.
- Wenn du das nicht aus dem Kopf weißt, kannst du das dann nicht mal eben schnell für mich ''nachsehen?اگر این را از حفظ نمیدانی، نمیتوانی سریع برای من بررسی کنی؟
- Wenn dein Rechner spinnt, geh nicht ins Netz! Lass ihn erst von Karl ''nachsehen!اگر کامپیوترت مشکل دارد، به اینترنت نرو! بگذار اول کارل آن را بررسی کند!
- Die ''nachzusehenden'' Rechnungen habe ich Ihnen auf den Tisch gelegt.صورتحسابهایی که باید بررسی شوند را روی میز شما گذاشتهام.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را بررسی کردن، چک کردن، نگاه کردن تا از صحت آن اطمینان حاصل شود.
- Ich muss noch meine E-Mails nachsehen.من باید هنوز ایمیلهایم را چک کنم.
- Kannst du bitte im Wörterbuch nachsehen, was das Wort bedeutet?میتوانی لطفاً در فرهنگ لغت ببینی این کلمه چه معنایی دارد؟
2
Dativ
به کسی یا چیزی که در حال دور شدن است، نگاه کردن.
- Sie sah ihm nach, als er den Raum verließ.او به او نگاه کرد وقتی که اتاق را ترک میکرد.
- Die Kinder sahen dem Zug nach, bis er verschwunden war.بچهها به قطار نگاه کردند تا زمانی که ناپدید شد.
3
Dativ + Akkusativ
اشتباه یا نقص کسی را بخشیدن یا نادیده گرفتن.
- Ich sehe dir diesen Fehler noch einmal nach.من این اشتباه را یک بار دیگر به تو میبخشم.
- Man sollte jungen Leuten ihre Unerfahrenheit nachsehen.باید بیتجربگی جوانان را نادیده گرفت.