فعل
تعقیب کردن، دنبال کردن، دوباره مطرح کردن
معانی و تعاریف nachsetzen:
- تعقیب کردن، دنبال کردن (کسی یا چیزی که فرار میکند یا جلوتر است)
- پیگیری کردن، اصرار ورزیدن (در یک بحث، درخواست)
جملات نمونه برای nachsetzen:
Sie ''setzen'' den flüchtigen Verbrechern ''nach.''
آنها مجرمان فراری را تعقیب میکنند.
Der Spieler gab nicht auf, ''setzte nach'' und machte doch noch das Tor.
بازیکن تسلیم نشد، تعقیب کرد و بالاخره گل را زد.
Das kann man nicht auf sich beruhen lassen: Wir müssen in dieser Sache noch einmal ''nachsetzen.''
این را نمیتوان همینطور رها کرد: ما باید دوباره در این زمینه پیگیری و اقدام کنیم.