nachsichtig

Aussprache: /ˈnaːxˌzɪçtɪç/
Worttrennung: nach·sich·tig
صفت

با گذشت، با اغماض، با ملایمت

Bedeutungen

1

تمایل به بخشش اشتباهات دیگران؛ با اغماض، ملایمت و درک رفتار کردن.

  • Der Lehrer war nachsichtig mit den Schülern, die ihre Hausaufgaben vergaßen.معلم با دانش‌آموزانی که تکالیفشان را فراموش کرده بودند، با گذشت رفتار کرد.
  • Sie zeigte sich nachsichtig gegenüber seinem Fehler.او نسبت به اشتباهش با اغماض رفتار کرد.
  • Seine nachsichtige Art machte ihn bei allen beliebt.روش با گذشت او، او را نزد همه محبوب کرد.