nachsitzen

Aussprache: /ˈnaːxˌzɪtsn̩/
Wortzerlegung: nach·sit·zen
فعل

جریمه ماندن در مدرسه بعد از کلاس، وقت اضافه گذاشتن

Bedeutungen

1 (ohne Objekt) / wegen + Genitiv

به عنوان تنبیه یا جبران عقب‌افتادگی درس، بعد از پایان ساعات مدرسه در کلاس ماندن

  • Der Schüler musste nachsitzen, weil er zu spät kam.دانش‌آموز مجبور شد اضافه بماند، چون دیر آمده بود.
  • Ich musste oft nachsitzen, als ich jung war.وقتی کم‌سن‌وسال بودم، اغلب مجبور بودم بعد از کلاس بمانم.