nachspüren
ردیابی کردن، پیگیری کردن
Beispiele
- Schau, eine Luchsspur! Wollen wir dem Luchs mal ''nachspüren''?ببین، رد پای یک سیاهگوش! میخواهیم سیاهگوش را ردیابی کنیم؟
- Der Anwalt sollte dem Verbleib des Vermögens ''nachspüren''.وکیل باید محل اختفای اموال را پیگیری کند.
- Der Philosoph hatte sich der Aufgabe verschrieben, dem Hang des Menschen zum Geisterglauben ''nachzuspüren''.این فیلسوف خود را وقف این کار کرده بود که به گرایش انسان به خرافات ماوراءالطبیعه پیگیری کند.
Bedeutungen
1
Dativ
ردگیری کردن، تعقیب کردن ردپا، بو یا نشانههای فیزیکی
- Der Jäger spürte dem Wild nach.شکارچی رد حیوان وحشی را دنبال میکرد.
- Sie spürten den Spuren im Schnee nach.آنها ردپاها را در برف دنبال کردند.
2
Dativ
تحقیق کردن، کشف کردن، پی بردن به چیزی (مجازی، مثلاً علت یا حقیقت)
- Die Polizei spürt dem Verbrechen nach.پلیس در حال تحقیق درباره جرم است.
- Er spürte den Ursachen des Problems nach.او به دنبال ریشههای مشکل تحقیق میکرد.