nachstanden

Aussprache: /ˈnaːxˌʃtandən/
Wortzerlegung: nach·stan·den
Konjugierte Form

پیروی کردیم، دنبال کردیم، عقب ماندیم (گذشته، اول/سوم شخص جمع)

Bedeutungen

1 Dativ

از نظر کیفیت، اهمیت، رتبه یا توانایی پایین‌تر بودن از کسی یا چیزی؛ کمتر بودن یا عقب ماندن در مقایسه (گذشته ساده).

  • In Bezug auf technologische Innovation stand dieses Land vielen anderen nach.از نظر نوآوری فناورانه، این کشور از بسیاری از کشورهای دیگر عقب‌تر بود.
  • Seine Leistungen in der Forschung standen denen seiner Kollegen keineswegs nach.دستاوردهای او در تحقیق به هیچ وجه از دستاوردهای همکارانش کمتر نبود.
2 Dativ

تابع بودن یا تحت فرمان کسی یا چیزی بودن؛ در موقعیت پایین‌تری قرار داشتن (گذشته ساده).

  • Als Junior-Wissenschaftler musste er den Anweisungen seines Professors nachstehen.به عنوان یک دانشمند جوان، او مجبور بود تابع دستورالعمل‌های استادش باشد.
  • In der Hierarchie des Unternehmens stand er vielen anderen Führungskräften nach.در سلسله مراتب شرکت، او در موقعیت پایین‌تری نسبت به بسیاری از مدیران دیگر قرار داشت.