فعل
دنبال کسی رفتن (به سمت بالا)، صعود کردن، تعقیب کردن (با سماجت)
معانی و تعاریف nachsteigen:
- به دنبال کسی بالا رفتن، از پلهها/نردبان/کوه به دنبال کسی رفتن (حرکت صعودی)
جملات نمونه برای nachsteigen:
Tom und Biene sind schon zum Gipfel aufgebrochen, wollen wir ihnen ''nachsteigen''?
تام و باینه قبلاً به قله صعود کردهاند، ما هم میخواهیم دنبالشان برویم؟
Er ist der Klägerin seit Monaten ''nachgestiegen''.
او ماههاست که با سماجت به دنبال شاکی رفته است.
Er stieg ihr die Treppe hinauf nach.
او به دنبالش از پلهها بالا رفت.