nachstoßen
دنبال کردن (پس از عقبنشینی دشمن)، حمله مجدد کردن (کلامی یا فیزیکی)
Bedeutungen
1
Akkusativ (شیء) + nachstoßen
چیزی را دوباره یا محکمتر هل دادن تا در جای خود محکم شود یا حرکت ادامه یابد.
- Der Mechaniker stieß das Teil nach, damit es besser passte.مکانیک قطعه را دوباره فشار داد تا بهتر جا بیفتد.
- Nach dem ersten Versuch stieß er noch einmal nach.پس از تلاش اول، او دوباره فشار داد.
2
intransitiv / mit + Dativ
پیگیری کردن یک موضوع، اصرار کردن بر یک نکته، سوالات بیشتری پرسیدن (معنای مجازی).
- Der Journalist stieß mit weiteren Fragen nach.روزنامهنگار با پرسیدن سوالات بیشتر پیگیری کرد.
- Sie bestand auf ihrer Meinung und stieß immer wieder nach.او بر نظر خود اصرار کرد و مدام تکرار میکرد.