nachtanken

Aussprache: /ˈnaːxˌtaŋkn̩/
Wortzerlegung: nach·tan·ken
فعل

سوخت‌گیری مجدد کردن، دوباره بنزین زدن

Beispiele

  • Die Dampflok musste schon nach wenigen Kilometern ''nachtanken,'' da der Wassertank undicht war.لوکوموتیو بخار مجبور شد پس از چند کیلومتر دوباره سوخت‌گیری کند، زیرا مخزن آب نشتی داشت.
  • Ich muss noch etwas Benzin ''nachtanken,'' wenn wir es bis München schaffen wollen.من باید دوباره کمی بنزین بزنم اگر می‌خواهیم تا مونیخ برسیم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

دوباره سوخت‌گیری کردن، باک را پر کردن.

  • Wir müssen bald nachtanken, der Tank ist fast leer.ما باید به زودی سوخت‌گیری کنیم، باک تقریباً خالی است.
  • Das Flugzeug kann in der Luft nachtanken.هواپیما می‌تواند در هوا سوخت‌گیری کند.
2 sich

(مجازی) انرژی یا توان خود را دوباره به دست آوردن، شارژ شدن.

  • Nach einer langen Woche muss ich am Wochenende meine Energie nachtanken.بعد از یک هفته طولانی، باید آخر هفته انرژی‌ام را دوباره شارژ کنم.
  • Ein Urlaub ist perfekt, um neue Kraft zu nachtanken.یک تعطیلات برای بازیابی نیروی تازه عالی است.