nachtarocken

Aussprache: /ˈnaxtaˌrɔkn̩/
Wortzerlegung: nacht·a·ro·cken
فعل

دوباره به بحث گذاشتن (موضوعی که حل شده بود)، ورق جدید رو کردن

Beispiele

  • Man könne jetzt nach Schuldigen suchen, „aber ''nachtarocken'' bringt nichts“, sagte Hartl.می‌توان اکنون به دنبال مقصران گشت، «اما دوباره به بحث گذاشتن (موضوع) فایده‌ای ندارد»، هارتل گفت.

Bedeutungen

1 (an etwas) nachtarocken

بعد از اینکه کاری انجام شده یا تصمیمی گرفته شده، به آن ایراد گرفتن یا غر زدن (محاوره، کمیاب)

  • Es ist zu spät, jetzt noch an der Entscheidung nachtarocken zu wollen.خیلی دیر است که بخواهیم حالا به این تصمیم ایراد بگیریم.
  • Er hat die ganze Zeit geschwiegen und nachtarockt jetzt an allem herum.او تمام مدت سکوت کرده بود و حالا به همه چیز غر می‌زند.