nachten
شب شدن، تاریک شدن
Beispiele
- Sieh an, es ''nachtet'' bereits.ببین، شب شد.
- Wir ''nachteten'' in einem kleinen Dorf kurz vor Nürnberg.ما در دهکده کوچکی درست قبل از نورنبرگ شب را گذراندیم.
Bedeutungen
1
Intransitiv
شب را گذراندن، شب کردن (بسیار نادر، معمولاً به صورت 'übernachten' استفاده میشود)
- Wir mussten im Wald nachten.ما مجبور شدیم شب را در جنگل بگذرانیم.
- Wo habt ihr genachtet?شب را کجا گذراندید؟