nachten

Aussprache: /ˈnaxtn̩/
Wortzerlegung: nach·ten
فعل

شب شدن، تاریک شدن

Beispiele

  • Sieh an, es ''nachtet'' bereits.ببین، شب شد.
  • Wir ''nachteten'' in einem kleinen Dorf kurz vor Nürnberg.ما در دهکده کوچکی درست قبل از نورنبرگ شب را گذراندیم.

Bedeutungen

1 Intransitiv

شب را گذراندن، شب کردن (بسیار نادر، معمولاً به صورت 'übernachten' استفاده می‌شود)

  • Wir mussten im Wald nachten.ما مجبور شدیم شب را در جنگل بگذرانیم.
  • Wo habt ihr genachtet?شب را کجا گذراندید؟