nachtragen
بعداً اضافه کردن، کینه به دل گرفتن، آوردن/به دنبال بردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) + in + Akkusativ nachtragen
اطلاعات یا مواردی را که قبلاً فراموش یا جا مانده بوده، بعداً به فرم، دفتر یا لیست اضافه و مکمل کردن
- Ich muss noch die fehlenden Daten in die Liste nachtragen.من باید اطلاعات ناقص را بعداً در لیست اضافه کنم.
- Bitte tragen Sie Ihre Unterschrift am Ende des Formulars nach.لطفاً امضای خود را بعداً در انتهای فرم اضافه کنید.
2
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) nachtragen
کینه یا ناراحتی از رفتار گذشته کسی را به دل داشتن و مدام به رخ او کشیدن
- Er trägt ihr immer noch die Bemerkung von letztem Jahr nach.او هنوز هم به خاطر حرف سال گذشته از او کینه به دل دارد.
- Ich trage dir das nicht nach, es war doch nur ein Versehen.من این را به دل نمیگیرم و کینه نمیورزم، این فقط یک اشتباه بود.
3
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) nachtragen
چیزی را که کسی فراموش کرده، برداشتن و پشت سر او بردن و تحویل دادن
- Du hast deinen Schlüssel vergessen, ich trage ihn dir nach.تو کلیدت را فراموش کردهای، من آن را پشت سرت میآورم.
- Warum muss ich dir dauernd alles nachtragen?چرا من باید مدام همهچیز را دنبالت بیاورم (که جا نگذاری)؟