nachverfolgen
پیگیری کردن، دنبال کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک روند یا توسعه را به دقت مشاهده و مستندسازی کردن، دنبال کردن.
- Wir müssen die Ursachen des Problems genau nachverfolgen.ما باید علل مشکل را به دقت پیگیری کنیم.
- Der Detektiv konnte die Spur des Täters nicht mehr nachverfolgen.کارآگاه دیگر نتوانست ردپای مجرم را ردیابی کند.
2
Akkusativ
کسی یا چیزی را دنبال کردن تا آن را پیدا کند یا به آن برسد (معمولاً در زمینه دادهها یا اطلاعات).
- Es ist schwierig, die Herkunft dieser Daten nachzuverfolgen.ردیابی منشأ این دادهها دشوار است.
- Die Behörden versuchen, die Geldströme nachzuverfolgen.مقامات تلاش میکنند جریانهای مالی را دنبال کنند.