nachverfolgen

Aussprache: /ˈnaːxfɛɐ̯ˌfɔlɡn̩/
Wortzerlegung: nach·ver·fol·gen
فعل

پیگیری کردن، دنبال کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک روند یا توسعه را به دقت مشاهده و مستندسازی کردن، دنبال کردن.

  • Wir müssen die Ursachen des Problems genau nachverfolgen.ما باید علل مشکل را به دقت پیگیری کنیم.
  • Der Detektiv konnte die Spur des Täters nicht mehr nachverfolgen.کارآگاه دیگر نتوانست ردپای مجرم را ردیابی کند.
2 Akkusativ

کسی یا چیزی را دنبال کردن تا آن را پیدا کند یا به آن برسد (معمولاً در زمینه داده‌ها یا اطلاعات).

  • Es ist schwierig, die Herkunft dieser Daten nachzuverfolgen.ردیابی منشأ این داده‌ها دشوار است.
  • Die Behörden versuchen, die Geldströme nachzuverfolgen.مقامات تلاش می‌کنند جریان‌های مالی را دنبال کنند.