nachverhandeln
دوباره مذاکره کردن، مجدداً مذاکره کردن
Beispiele
- Die Gewerkschaft kam auf die Arbeitgeberseite zu und wünschte, den Tarifvertrag ''nachzuverhandeln''.اتحادیه کارگری به سمت کارفرمایان رفت و خواستار مذاکره مجدد بر سر قرارداد جمعی شد.
Bedeutungen
1
transitiv (Akkusativ)
دوباره درباره چیزی مذاکره کردن، شرایط را مجدداً بررسی و توافق کردن
- Wir müssen den Vertrag noch einmal nachverhandeln.ما باید دوباره درباره قرارداد مذاکره کنیم.
- Die Parteien konnten die Konditionen erfolgreich nachverhandeln.طرفین توانستند با موفقیت درباره شرایط مذاکره مجدد کنند.