nachvollziehbar
قابل درک، قابل فهم، منطقی
Bedeutungen
1
چیزی که میتوان آن را درک کرد، فهمید یا منطق آن را تشخیص داد.
- Seine Entscheidung war für uns alle sehr nachvollziehbar.تصمیم او برای همه ما بسیار قابل درک بود.
- Die Argumentation des Autors ist klar und nachvollziehbar.استدلال نویسنده واضح و قابل فهم است.
- Es ist nachvollziehbar, warum er so wütend war.قابل درک است که چرا او اینقدر عصبانی بود.