der Nachwuchs

Aussprache: /ˈnaːxˌvʊks/
Worttrennung: Nach·wuchs
اسم

فرزندان، نسل جدید، نیروی تازه نفس، جوانان

Bedeutungen

1

فرزندان یک خانواده یا نسل جوان یک گروه یا جامعه.

  • Die Familie freut sich über den süßen Nachwuchs.خانواده از فرزندان شیرینشان خوشحال است.
  • Der Verein sucht dringend neuen Nachwuchs.باشگاه به شدت به دنبال اعضای جوان جدید است.
  • Ohne Nachwuchs hat die Firma keine Zukunft.بدون نیروی جوان، شرکت آینده‌ای ندارد.
2

افراد جوان و تازه‌کار در یک حرفه، ورزش یا سازمان که قرار است جایگزین نسل قبلی شوند.

  • Der Trainer fördert den Nachwuchs im Team.مربی از بازیکنان جوان در تیم حمایت می‌کند.
  • Der Nachwuchs in der Wissenschaft muss gut ausgebildet werden.نسل جوان در علم باید به خوبی آموزش ببیند.
  • Die Firma investiert in den Nachwuchs, um zukünftige Führungskräfte zu entwickeln.شرکت برای تربیت مدیران آینده در نیروی جوان سرمایه‌گذاری می‌کند.