nachwerfen

Aussprache: /ˈnaːxˌvɛʁfn̩/
Wortzerlegung: nach·wer·fen
فعل

به دنبال کسی انداختن، ارزان و مفت فروختن، اضافه کردن (پول/چوب)

Bedeutungen

1 Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas)

چیزی (یا نگاهی) را به دنبال کسی که در حال رفتن است پرتاب کردن

  • Sie warf ihm seine vergessenene Jacke nach.او کاپشن فراموش‌شده‌اش را به دنبالش پرتاب کرد.
  • Sie hat ihm einen wütenden Blick nachgeworfen.او نگاه خشمگینی به دنبالش پرتاب کرد.
2 Akkusativ (+ Dativ)

کالاها را بسیار ارزان یا تقریباً رایگان حراج کردن (مجازی)

  • Die Modelle vom letzten Jahr werden einem regelrecht nachgeworfen.مدل‌های سال گذشته را تقریباً به رایگان به آدم می‌دهند (حراج کرده‌اند).
  • Man sollte seine Arbeit nicht unter Wert nachwerfen.نباید کار خود را زیر قیمت واقعی ارزان فروخت.
3 Akkusativ

مجدداً سکه در دستگاه انداختن یا چوب بیشتر در شومینه انداختن

  • Ich werfe noch etwas Holz in den Ofen nach.من کمی چوب دیگر درون بخاری می‌اندازم.
  • Beim Münztelefon musste man ständig Geld nachwerfen.در تلفن سکه‌ای باید مدام پول اضافه می‌انداختی.