nachzugrübeln
به فکر فرو رفتن / تأمل کردن
Bedeutungen
1
über + Akkusativ
اندیشیدن عمیق، موشکافانه و اغلب با حالتی از نگرانی یا تأمل زیاد درباره یک موضوع، مسئله یا خاطره گذشته، که فراتر از تفکر عادی است.
- Es ist nicht produktiv, ständig über vergangene Fehler nachzugrübeln, anstatt nach vorne zu blicken.اندیشیدن مداوم درباره اشتباهات گذشته به جای نگاه به جلو، سازنده نیست.
- Der Schriftsteller zog sich zurück, um über die tiefere Bedeutung des menschlichen Daseins nachzugrübeln.نویسنده منزوی شد تا درباره معنای عمیقتر وجود انسان تأمل کند.