nachzulösen

Aussprache: /ˌnaːxˈtsuːˌløːzn̩/
Worttrennung: nach·zu·lö·sen
Erweiterter Infinitiv

برای حل کردن (در مورد مسئله یا مشکل)

Bedeutungen

1 Akkusativ

خریدن مجدد یا تمدید یک بلیط، اشتراک یا مجوز که قبلاً خریداری شده یا منقضی شده است.

  • Ich muss mein Abonnement für die Zeitschrift bald nachlösen.من باید به زودی اشتراک مجله‌ام را تمدید کنم.
  • Die Reisenden hatten vergessen, ihre Fahrkarten nachzulösen und mussten dies am Bahnhof tun.مسافران فراموش کرده بودند که بلیط‌های خود را تمدید کنند و مجبور شدند این کار را در ایستگاه انجام دهند.
2 Akkusativ

پرداخت باقی‌مانده یا بخشی از هزینه‌ای که قبلاً توافق شده بود.

  • Der Restbetrag für die Dienstleistung muss bis Ende des Monats nachgelöst werden.باقیمانده هزینه خدمات باید تا پایان ماه پرداخت شود.
  • Er musste die Differenz nachlösen, da er sich bei der ersten Zahlung verrechnet hatte.او مجبور شد مابه‌التفاوت را پرداخت کند، زیرا در پرداخت اول اشتباه کرده بود.