nacktbaden
برهنه شنا کردن، آبتنی برهنه
Beispiele
- Sie hatten den ganzen Nachmittag am Strand ''nacktgebadet.آنها تمام بعدازظهر را در ساحل برهنه شنا کرده بودند.
Bedeutungen
1
intransitiv
بدون لباس در یک آبگیر حمام کردن یا شنا کردن.
- Im Sommer gehen viele Leute am See nacktbaden.در تابستان، بسیاری از مردم در کنار دریاچه برهنه شنا میکنند.
- Er hat sich getraut, zum ersten Mal nacktbaden zu gehen.او جرأت کرد برای اولین بار برهنه شنا کند.