annagen

Aussprache: /ˈanˌnaːɡn̩/
Worttrennung: an·na·gen
فعل

جوییدن، خوردن (با دندان)، شروع به خوردن کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas annagen)

چیزی را با دندان جویدن یا گاز گرفتن، معمولاً به صورت جزئی و مداوم.

  • Die Ratte nagte an dem Stück Holz.موش تکه چوب را می‌جوید.
  • Der Hund nagte an seinem Knochen.سگ استخوانش را می‌جوید.
2 Akkusativ (jemanden / etwas annagen)

به تدریج چیزی را از بین بردن یا تضعیف کردن (معمولاً به صورت استعاری برای روحیه، صبر و غیره).

  • Die ständige Kritik nagte an seinem Selbstbewusstsein.انتقاد مداوم به اعتماد به نفس او آسیب می‌زد.
  • Die Sorge um die Familie nagte an ihr.نگرانی برای خانواده او را آزار می‌داد.