nahebringen
تفهیم کردن، آشنا کردن، ملموس ساختن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) nahebringen
موضوع یا مسئلهای پیچیده را به زبان ساده برای کسی توضیح دادن تا آن را درک کند
- Der Lehrer versucht, den Schülern die komplexe Materie nahezubringen.معلم تلاش میکند تا مطالب پیچیده را به دانشآموزان تفهیم کند.
- Ich möchte Ihnen die Vorteile dieses Systems nahebringen.من میخواهم مزایای این سیستم را به شما توضیح دهم.