nahegingen
نزدیک شدند
Bedeutungen
1
Dativ
به معنای نزدیک شدن به چیزی یا کسی به صورت مجازی یا استعاری، مثلاً نزدیک شدن به یک موضوع پیچیده، یا نزدیک شدن به درک یک مسئله.
- Die Forscher gingen dem komplexen Phänomen der Quantenverschränkung nur zögerlich nahe.محققان با تردید به پدیده پیچیده درهمتنیدگی کوانتومی نزدیک شدند.
- Er ging dem Kern des Problems nicht direkt nahe, sondern umkreiste es mit vielen Umschreibungen.او مستقیماً به اصل مطلب نزدیک نشد، بلکه آن را با توضیحات زیادی دور زد.