naheliegen

Aussprache: /ˈnaːəˌliːɡn̩/
Wortzerlegung: na·he·lie·gen
فعل

بدیهی بودن، منطقی بودن، احتمال قوی داشتن

Bedeutungen

1 es liegt nahe, dass... / Infinitiv mit zu

منطقی و بدیهی به نظر رسیدن یک موضوع، فکر یا نتیجه‌گیری (معمولاً به صورت es liegt nahe, dass...)

  • Es liegt nahe, dass er die Wahrheit sagt.بدیهی است که او حقیقت را می‌گوید.
  • Der Gedanke liegt nahe, dass wir uns geirrt haben.این احتمال بسیار قوی است که ما اشتباه کرده‌ایم.
2 ohne Objekt

محتمل بودن یک شک، ظن یا راه حل

  • Der Verdacht liegt nahe, dass es sich um Betrug handelt.این ظن قوی وجود دارد که موضوع، یک کلاهبرداری است.
  • Die Vermutung liegt nahe, dass die Preise bald steigen.این گمان محتمل است که قیمت‌ها به زودی افزایش یابند.