naheliegend

Aussprache: /ˈnaːəˌliːɡn̩t/
Worttrennung: na·he·lie·gend
صفت

بدیهی، منطقی، محتمل، نزدیک (از نظر مکانی)

Bedeutungen

1

واضح، منطقی و قابل درک بدون نیاز به توضیح زیاد؛ بدیهی.

  • Es ist naheliegend, dass er müde ist, wenn er die ganze Nacht gearbeitet hat.بدیهی است که او خسته باشد، وقتی تمام شب کار کرده است.
  • Die Lösung des Problems liegt auf der Hand, es ist ganz naheliegend.راه‌حل مشکل واضح است، کاملاً بدیهی است.
  • Bei diesem Wetter ist ein Spaziergang im Park naheliegend.با این آب و هوا، قدم زدن در پارک منطقی به نظر می‌رسد.
2

نزدیک از نظر مکانی یا زمانی؛ در مجاورت.

  • Das Hotel liegt in naheliegender Entfernung zum Bahnhof.هتل در فاصله‌ای نزدیک به ایستگاه قطار قرار دارد.
  • Wir suchen eine Wohnung in naheliegender Umgebung.ما به دنبال آپارتمانی در محیط اطراف (نزدیک) هستیم.
  • Die nächste Bushaltestelle ist nur wenige Meter entfernt, also ganz naheliegend.نزدیک‌ترین ایستگاه اتوبوس فقط چند متر فاصله دارد، بنابراین کاملاً در دسترس است.