naheliegend
بدیهی، منطقی، محتمل، نزدیک (از نظر مکانی)
Bedeutungen
1
واضح، منطقی و قابل درک بدون نیاز به توضیح زیاد؛ بدیهی.
- Es ist naheliegend, dass er müde ist, wenn er die ganze Nacht gearbeitet hat.بدیهی است که او خسته باشد، وقتی تمام شب کار کرده است.
- Die Lösung des Problems liegt auf der Hand, es ist ganz naheliegend.راهحل مشکل واضح است، کاملاً بدیهی است.
- Bei diesem Wetter ist ein Spaziergang im Park naheliegend.با این آب و هوا، قدم زدن در پارک منطقی به نظر میرسد.
2
نزدیک از نظر مکانی یا زمانی؛ در مجاورت.
- Das Hotel liegt in naheliegender Entfernung zum Bahnhof.هتل در فاصلهای نزدیک به ایستگاه قطار قرار دارد.
- Wir suchen eine Wohnung in naheliegender Umgebung.ما به دنبال آپارتمانی در محیط اطراف (نزدیک) هستیم.
- Die nächste Bushaltestelle ist nur wenige Meter entfernt, also ganz naheliegend.نزدیکترین ایستگاه اتوبوس فقط چند متر فاصله دارد، بنابراین کاملاً در دسترس است.