naheliegenderweise
به طور قابل پیشبینی، بدیهی است
Bedeutungen
1
به شکلی که انتظار میرود، به طور منطقی و بدیهی.
- Er war müde und wollte naheliegenderweise nach Hause gehen.او خسته بود و بدیهی است که میخواست به خانه برود.
- Bei diesem Wetter wird naheliegenderweise niemand draußen sein.در این آب و هوا، به طور قابل پیشبینی کسی بیرون نخواهد بود.
- Sie hatte Hunger und aß naheliegenderweise sofort.او گرسنه بود و بدیهی است که بلافاصله غذا خورد.