nahestehen

Aussprache: /ˈnaːəˌʃteːən/
Wortzerlegung: na·he·ste·hen
فعل

نزدیک بودن، صمیمی بودن، همسو بودن

Bedeutungen

1 jemandem (Dativ)

رابطه عاطفی بسیار صمیمی و نزدیک با کسی داشتن

  • Er steht seiner Mutter sehr nahe.او به مادرش بسیار نزدیک/علاقه‌مند است.
  • Sie ist eine Person, die mir sehr nahesteht.او فردی است که با من بسیار صمیمی و نزدیک است.
2 jemandem/etwas (Dativ)

دیدگاه، ایده یا ایدئولوژی شباهت داشتن و همسو بودن با

  • Seine Ansichten stehen der Partei nahe.دیدگاه‌های او با حزب همسو است.