gefangen nehmen
اسیر کردن، دستگیر کردن، مجذوب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را دستگیر کردن، به اسارت گرفتن (در جنگ یا توسط نیروهای انتظامی)
- Die feindlichen Soldaten wurden gefangen genommen.سربازان دشمن به اسارت گرفته شدند.
- Die Polizei nahm den bewaffneten Täter gefangen.پلیس مجرم مسلح را دستگیر کرد.
2
Akkusativ
مجذوب کردن، شیفته ساختن، تمام توجه کسی را به خود جلب کردن (مجازی)
- Die atemberaubende Landschaft nahm uns völlig gefangen.چشمانداز نفسگیر، ما را کاملاً مجذوب خود کرد.
- Das neue Buch hat mich von der ersten Seite an gefangen genommen.کتاب جدید از همان صفحه اول مرا کاملاً مجذوب ساخت.