reinnehmen
داخل بردن، وارد کردن، گنجاندن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas reinnehmen)
چیزی را از بیرون به داخل یک مکان یا فضا آوردن یا قرار دادن.
- Bitte die Wäsche reinnehmen, es fängt an zu regnen.لطفاً لباسها را به داخل بیاورید، باران شروع شده است.
- Er nahm die Einkaufstaschen ins Haus rein.او کیسههای خرید را به داخل خانه برد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas reinnehmen)
کسی را در یک گروه، شرکت، سازمان یا جامعه پذیرفتن یا عضو کردن.
- Die Firma hat viele neue Talente reinnehmen müssen.شرکت مجبور شد استعدادهای جدید زیادی را بپذیرد.
- Sie haben ihn als neuen Partner in die Kanzlei reinnehmen wollen.آنها میخواستند او را به عنوان شریک جدید در دفتر حقوقی بپذیرند.
3
Akkusativ (jemanden / etwas reinnehmen)
چیزی را در یک محاسبه، برنامه، فهرست یا شمارش گنجاندن یا لحاظ کردن.
- Wir müssen diese Kosten in die Budgetplanung reinnehmen.ما باید این هزینهها را در برنامهریزی بودجه لحاظ کنیم.
- Der Lehrer hat die Zusatzpunkte in die Endnote reinnehmen.معلم امتیازات اضافی را در نمره نهایی گنجاند.