aufnehmen
ضبط کردن، جذب کردن، شروع کردن، پذیرفتن، وام گرفتن، واکنش نشان دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
صدا، تصویر یا دادهها را ضبط یا ثبت کردن
- Wir haben das Konzert auf Video aufgenommen.ما کنسرت را روی ویدیو ضبط کردیم.
- Die Kamera kann Videos in hoher Qualität aufnehmen.دوربین میتواند ویدیوهایی با کیفیت بالا ضبط کند.
2
Akkusativ
مایعات، مواد یا اطلاعات را جذب و دریافت کردن
- Der Schwamm nimmt das Wasser schnell auf.اسفنج آب را سریع جذب میکند.
- Er kann neue Informationen sehr schnell aufnehmen.او میتواند اطلاعات جدید را خیلی سریع جذب کند.
3
Akkusativ
کاری یا رابطهای را از سر گرفتن یا آغاز کردن
- Wir müssen die Arbeit nach der Pause wieder aufnehmen.ما باید بعد از استراحت دوباره کار را شروع کنیم.
- Die Polizei hat die Ermittlungen wieder aufgenommen.پلیس تحقیقات را از سر گرفته است.
4
Akkusativ
کسی را پذیرفتن، پناه دادن یا راه دادن
- Die Familie hat einen Flüchtling bei sich aufgenommen.خانواده یک پناهنده را نزد خود پذیرفتند.
- Das Hotel kann bis zu 100 Gäste aufnehmen.این هتل میتواند تا ۱۰۰ مهمان را بپذیرد.
5
Akkusativ
وام گرفتن یا بدهی متحمل شدن
- Er musste einen Kredit bei der Bank aufnehmen.او مجبور شد از بانک وام بگیرد.
- Die Firma hat neue Schulden aufgenommen.شرکت بدهیهای جدیدی متحمل شده است.
6
Akkusativ
چیزی را از روی زمین برداشتن و بلند کردن
- Der Hund nimmt den Stock vom Boden auf.سگ چوب را از روی زمین برمیدارد.
- Sie nahm die herabgefallenen Stifte auf.او مدادهای افتاده را برداشت.
7
Akkusativ + gut/schlecht/positiv
به چیزی یا خبری واکنش نشان دادن و آن را تلقی کردن
- Die Kunden haben das neue Produkt sehr gut aufgenommen.مشتریان از محصول جدید بسیار خوب استقبال کردند.
- Er hat die Nachricht gelassen aufgenommen.او خبر را با خونسردی تلقی کرد.