hineinnehmen
در بر گرفتن، پذیرفتن، وارد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ
چیزی یا کسی را به داخل یک مکان، فضا یا محیط وارد کردن یا بردن.
- Wir nahmen die Koffer ins Haus hinein.ما چمدانها را به داخل خانه بردیم.
- Der Lehrer bat die Schüler, ihre Mäntel hineinzunehmen.معلم از دانشآموزان خواست که پالتوهایشان را به داخل بیاورند.
2
Akkusativ + in + Akkusativ
چیزی را در یک بحث، برنامه، طرح یا ملاحظات گنجاندن، لحاظ کردن یا در نظر گرفتن.
- Diese Faktoren müssen wir in unsere Planung hineinnehmen.ما باید این عوامل را در برنامهریزی خود لحاظ کنیم.
- Er hat meine Vorschläge nicht in die Diskussion hineingenommen.او پیشنهادات مرا در بحث وارد نکرد.
3
Akkusativ + in + Akkusativ
کسی را در یک گروه، جامعه، سازمان یا زندگی خود پذیرفتن، راه دادن یا شامل کردن.
- Sie haben uns herzlich in ihre Familie hineingenommen.آنها ما را به گرمی در خانواده خود پذیرفتند.
- Der Verein nahm viele neue Mitglieder in seine Reihen hinein.باشگاه بسیاری از اعضای جدید را در صفوف خود پذیرفت.