صفت
با ذکر نام، مشخصاً، بهویژه
جملات نمونه برای namentlich:
Es wurde eine ''namentliche'' Abstimmung anberaumt.
یک رأیگیری با ذکر نام (علنی) اعلام شد.
„Während das Internet bislang eher ein Meer der Anonymität war, aus dem lediglich Inseln mit ''namentlicher'' Nutzernennung ragten, kehrt sich dieses Verhältnis derzeit um.“
«در حالی که اینترنت تا پیش از این بیشتر دریایی از ناشناسی بود که از آن تنها جزایری با ذکر نام کاربران سر برآورده بود، این نسبت در حال حاضر معکوس میشود.»