nangeln
نقنق کردن (برای چیزی)، با گریه چیزی خواستن
Bedeutungen
1
Akkusativ
محکم و با دقت میخ کردن یا بستن چیزی، اغلب در کارهای فنی یا ساختمانی دقیق.
- Der Zimmermann nagelte die Dachsparren sorgfältig an die Balken.بنا با دقت تیرهای سقف را به تیرکها میخ کوبید.
- Er nagelte die Holzbretter für den Zaun präzise an die Pfosten.او تختههای چوبی را برای حصار با دقت به ستونها میخ کرد.
2
Akkusativ
به طور مجازی، چیزی را به شدت به ذهن یا حافظه سپردن یا در جایی ثابت کردن.
- Die schrecklichen Bilder des Krieges nagelten sich in sein Gedächtnis.تصاویر وحشتناک جنگ در ذهنش حک شد.
- Diese Erkenntnis nagelte sich tief in sein Bewusstsein ein.این درک عمیقاً در آگاهی او جای گرفت.