narbenübersät
پوشیده از جای زخم، پر از جای زخم
Bedeutungen
1
پوشیده شده با تعداد زیادی جای زخم؛ اغلب در نتیجه جراحت یا بیماری.
- Das Gesicht des alten Mannes war narbenübersät von früheren Kämpfen.صورت پیرمرد از نبردهای قبلی پوشیده از جای زخم بود.
- Die Rinde des Baumes war narbenübersät, wo die Äste abgebrochen waren.پوست درخت در جایی که شاخهها شکسته بودند، پر از جای زخم بود.
- Nach der Operation war seine Haut narbenübersät.پس از عمل جراحی، پوست او پوشیده از جای زخم بود.