narbenübersät

Aussprache: /ˈnaʁ.bn̩.yː.bɐˌzɛːt/
Worttrennung: na·r·ben·über·sät
صفت

پوشیده از جای زخم، پر از جای زخم

Bedeutungen

1

پوشیده شده با تعداد زیادی جای زخم؛ اغلب در نتیجه جراحت یا بیماری.

  • Das Gesicht des alten Mannes war narbenübersät von früheren Kämpfen.صورت پیرمرد از نبردهای قبلی پوشیده از جای زخم بود.
  • Die Rinde des Baumes war narbenübersät, wo die Äste abgebrochen waren.پوست درخت در جایی که شاخه‌ها شکسته بودند، پر از جای زخم بود.
  • Nach der Operation war seine Haut narbenübersät.پس از عمل جراحی، پوست او پوشیده از جای زخم بود.