فعل
فریب دادن، سرکار گذاشتن، گول زدن
معانی و تعاریف narren:
- کسی را فریب دادن، مسخره کردن یا دست انداختن، از کسی احمق ساختن.
جملات نمونه برای narren:
Das Duo ''narrt'' die Polizei.
این دو نفر پلیس را سرکار میگذارند.
Die Fatamorgana ''narrte'' die Reisenden.
سراب مسافران را فریب داد.
Wenn mich mein Gedächtnis nicht ''narrt,'' war das im Frühsommer 1989.
اگر حافظهام مرا فریب ندهد، اوایل تابستان ۱۹۸۹ بود.