natürlich
طبیعی، البته
Bedeutungen
1
وجود داشتن در طبیعت؛ نه ساخته دست بشر.
- Das Wasser im See ist sehr natürlich und rein.آب دریاچه بسیار طبیعی و خالص است.
- Wir bevorzugen natürliche Materialien für den Bau.ما مواد طبیعی را برای ساخت و ساز ترجیح میدهیم.
- Die Landschaft ist atemberaubend natürlich.منظره به طرز نفسگیری طبیعی است.
2
مطابق با طبیعت یا رفتار عادی؛ غیرمصنوعی، عادی.
- Sein Verhalten war natürlich und unbefangen.رفتار او طبیعی و بیتکلف بود.
- Es ist natürlich, dass du müde bist.طبیعی است که خسته باشی.
- Sie hat eine natürliche Begabung für Musik.او استعداد طبیعی برای موسیقی دارد.
3
به عنوان یک عبارت تأکیدی یا برای بیان بدیهی بودن استفاده میشود؛ البته، به طور طبیعی.
- Er wird sicher kommen. - Natürlich!او حتماً خواهد آمد. - البته!
- Kannst du mir helfen? - Natürlich, gerne.میتوانی به من کمک کنی؟ - البته، با کمال میل.
- Ist das eine gute Idee? - Natürlich.آیا این ایده خوبی است؟ - البته.