der natürlicher Tod
مرگ طبیعی
Bedeutungen
1
مرگی که در اثر کهولت سن، بیماری یا عوامل طبیعی دیگر رخ میدهد و ناشی از خشونت یا حادثه نیست.
- Der alte Mann starb einen friedlichen, natürlichen Tod im Schlaf.پیرمرد در خواب، مرگی آرام و طبیعی را تجربه کرد.
- Die Untersuchung ergab, dass es sich um einen natürlichen Tod handelte.تحقیقات نشان داد که این یک مرگ طبیعی بوده است.
- Manche Menschen fürchten den natürlichen Tod, andere akzeptieren ihn als Teil des Lebens.برخی افراد از مرگ طبیعی میترسند، در حالی که برخی دیگر آن را به عنوان بخشی از زندگی میپذیرند.