naturbelassen
طبیعی، دستنخورده، بکر
Bedeutungen
1
چیزی که به شکل طبیعی خود باقی مانده و تغییر یا پردازش صنعتی روی آن صورت نگرفته است.
- Wir bevorzugen naturbelassene Lebensmittel ohne Zusatzstoffe.ما غذاهای طبیعی و دستنخورده را بدون مواد افزودنی ترجیح میدهیم.
- Das Holz für das Möbelstück war naturbelassen und geölt.چوب این قطعه مبلمان طبیعی و روغنکاری شده بود.
- Die Landschaft dort ist noch weitgehend naturbelassen.منظره آنجا هنوز عمدتاً بکر و دستنخورده است.