naturgegeben
ذاتی، طبیعی، ناشی از طبیعت
Bedeutungen
1
ناشی از طبیعت، ذاتی، بخشی از وجود یا سرشت چیزی یا کسی.
- Ihre Neugier war naturgegeben und trieb sie zu neuen Entdeckungen.کنجکاوی او ذاتی بود و او را به سمت اکتشافات جدید سوق میداد.
- Die Schönheit der Landschaft ist naturgegeben und bedarf keiner künstlichen Verschönerung.زیبایی این منظره طبیعی است و نیازی به زیباسازی مصنوعی ندارد.
- Es ist naturgegeben, dass Kinder spielen wollen.این امری طبیعی است که کودکان بخواهند بازی کنند.