navigieren

Aussprache: /naviˈɡiːʁən/
Worttrennung: na·vi·gie·ren
فعل

هدایت کردن، مسیریابی کردن

Bedeutungen

1 intransitiv / Akkusativ

مسیر حرکت یک وسیله نقلیه (کشتی، هواپیما، خودرو) را تعیین و کنترل کردن، مسیر یابی کردن.

  • Der Kapitän navigiert das Schiff sicher durch die stürmische See.کاپیتان کشتی را با اطمینان از میان دریای طوفانی هدایت می‌کند.
  • Mit dem GPS-Gerät können wir die Route einfach navigieren.با دستگاه جی‌پی‌اس می‌توانیم مسیر را به راحتی مسیریابی کنیم.
2 Akkusativ (jemanden / etwas navigieren)

هدایت کردن یا راهنمایی کردن (اغلب به صورت مجازی یا در یک سیستم کامپیوتری)

  • Die Software hilft dem Benutzer, durch die komplexen Menüs zu navigieren.نرم‌افزار به کاربر کمک می‌کند تا در منوهای پیچیده حرکت کند.
  • Es ist wichtig, die Website so zu gestalten, dass Besucher leicht navigieren können.مهم است که وب‌سایت به گونه‌ای طراحی شود که بازدیدکنندگان بتوانند به راحتی در آن حرکت کنند.