navigieren
هدایت کردن، مسیریابی کردن
Bedeutungen
1
intransitiv / Akkusativ
مسیر حرکت یک وسیله نقلیه (کشتی، هواپیما، خودرو) را تعیین و کنترل کردن، مسیر یابی کردن.
- Der Kapitän navigiert das Schiff sicher durch die stürmische See.کاپیتان کشتی را با اطمینان از میان دریای طوفانی هدایت میکند.
- Mit dem GPS-Gerät können wir die Route einfach navigieren.با دستگاه جیپیاس میتوانیم مسیر را به راحتی مسیریابی کنیم.
2
Akkusativ (jemanden / etwas navigieren)
هدایت کردن یا راهنمایی کردن (اغلب به صورت مجازی یا در یک سیستم کامپیوتری)
- Die Software hilft dem Benutzer, durch die komplexen Menüs zu navigieren.نرمافزار به کاربر کمک میکند تا در منوهای پیچیده حرکت کند.
- Es ist wichtig, die Website so zu gestalten, dass Besucher leicht navigieren können.مهم است که وبسایت به گونهای طراحی شود که بازدیدکنندگان بتوانند به راحتی در آن حرکت کنند.