nebenamtlich
پارهوقت، جانبی، غیررسمی (در کنار شغل اصلی)
Beispiele
- Der derzeitige Programmdirektor Günter Struve ist seit 1992 als im Amt, ''nebenamtlich'' ist der promovierte Politologe ARD-Sportkoordinator.مدیر برنامه فعلی، گونتر اشترووه، از سال ۱۹۹۲ در این سمت است؛ او که دارای دکترای علوم سیاسی است، به صورت پارهوقت هماهنگکننده ورزشی ARD نیز میباشد.