nebeneinanderlegen
کنار هم قرار دادن (پهلوی هم)
Bedeutungen
1
Akkusativ
دو یا چند چیز را موازی و در کنار یکدیگر قرار دادن (جهت مقایسه یا مرتبسازی)
- Sie legte die beiden Dokumente nebeneinander auf den Tisch.او دو سند را کنار هم روی میز گذاشت.
- Wenn man die Fotos nebeneinanderlegt, sieht man den Unterschied.اگر عکسها را کنار هم بگذارید، تفاوت را میبینید.