nebulös
مهآلود، مبهم، نامفهوم، تار
Bedeutungen
1
بسیار مبهم، غیرواضح، و اغلب دشوار برای درک یا تعریف کردن (بیشتر برای مفاهیم انتزاعی).
- Seine Pläne blieben nebulös und wurden nie konkretisiert.نقشههای او مبهم باقی ماند و هرگز مشخص نشد.
- Die rechtliche Situation ist immer noch nebulös.وضعیت حقوقی همچنان نامشخص است.
- Er gab eine nebulöse Antwort auf die direkte Frage.او پاسخی مبهم به سوال مستقیم داد.