nehmen
گرفتن، برداشتن، مصرف کردن، انتخاب کردن، سوار شدن، زمان/فضا گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
گرفتن، برداشتن چیزی با دست
- Ich nehme ein Buch aus dem Regal.من یک کتاب از قفسه برمیدارم.
- Nimm dir bitte ein Stück Kuchen.لطفاً یک تکه کیک برای خودت بردار.
2
Akkusativ
مصرف کردن (غذا، نوشیدنی، دارو)
- Er nimmt jeden Morgen eine Tablette.او هر روز صبح یک قرص مصرف میکند.
- Was nimmst du zum Frühstück?برای صبحانه چه میخوری؟
3
Akkusativ
انتخاب کردن، سفارش دادن (در خرید یا رستوران)
- Ich nehme das Fischgericht.من غذای ماهی را سفارش میدهم.
- Welche Farbe nimmst du?کدام رنگ را انتخاب میکنی؟
4
Akkusativ
استفاده کردن از وسیله نقلیه، سوار شدن
- Wir nehmen heute den Bus zur Arbeit.ما امروز با اتوبوس به سر کار میرویم.
- Er hat den Nachtzug genommen.او سوار قطار شبانه شد.
5
Akkusativ
پذیرفتن، قبول کردن (پیشنهاد، چالش، هدیه)
- Sie nimmt das Angebot dankend an.او پیشنهاد را با تشکر میپذیرد.
- Ich nehme die Herausforderung an.من این چالش را میپذیرم.
6
Akkusativ
(وقت، فضا) گرفتن، نیاز داشتن، اشغال کردن
- Das Projekt nimmt viel Zeit in Anspruch.این پروژه زمان زیادی میبرد.
- Der Tisch nimmt zu viel Platz weg.میز فضای زیادی را اشغال میکند.
7
sich (Dativ) + Akkusativ
خودکشی کردن (sich das Leben nehmen)
- Er hat sich das Leben genommen.او خودکشی کرد.
- Manchmal nehmen sich Menschen aus Verzweiflung das Leben.گاهی اوقات انسانها از سر ناامیدی جان خود را میگیرند.
8
Akkusativ + für + Akkusativ
مبلغی را طلب کردن، قیمت گذاشتن
- Wie viel nehmen Sie für die Reparatur?برای تعمیر چقدر دریافت میکنید؟
- Der Friseur nimmt fünfzig Euro für einen Haarschnitt.آرایشگر برای اصلاح مو پنجاه یورو میگیرد.