فعل
خم کردن، متمایل بودن، گرایش داشتن
معانی و تعاریف neigen:
- خم شدن، کج شدن، متمایل شدن (فیزیکی)
- تمایل داشتن به، مستعد بودن برای، گرایش داشتن به
- مایل بودن به (انجام کاری)، آمادگی داشتن
جملات نمونه برای neigen:
Das Brett ''neigte'' sich.
تخته خم شد.
Er ''neigte'' den Kopf.
او سرش را خم کرد.
Die Säge ''neigt'' zu starkem Splittern.
ا اره گرایش زیادی به تراشهتراشه شدن دارد.